|
بالاخره بعد از کلی دوندگی تقریبا ۵۰ درصد خبرخوب انجام شده مابقی اش هم بستگی به جلسه امروز ظهر ساعت ۳۰/۱۴ داره که اونم توکل به خدا ایشالا که درست میشه
هراززگاهی با به وجود اومدن یه سری مشکلات و روی دادن یه سری معجزات به عظمت و بزرگی و اوج مهربونی خدا پی می بریم یه موقعهایی موقع سقوط تو پرتگاه خدا از اون بالا با یه انگشت پشت یقه امونو میچسبه و نجاتمون میده انقدر قشنگ سبب سازی میکنه و علت و معلولها رو کنار هم میچینه که خودت حیرت زده میمونی از اینهمه لطف خدا به بزرگی خودش قسم میخورم تا حالا چندین بار خداوندانقدر ماهرانه بعضی مشکلات لاینحل رو برام حلش کرده که با تموم وجود صداش میزنم یا مسبب الاسباب خدای بزرگ بابت همه توجهاتت همه رحمت و لطف بیکرانت ممنونم خدایا ببخش اگه بنده ات بعضی وقتها به درگاهت شکوه میکنی به بزرگی و عظمتت ببخش
خیلی درگیر بودم خیلی جلسه و کمیسیون رفتم تا حالا که نتیجه اش خوب بوده
باشگاه رو همچنان ادامه میدم فقط شنبه ها چون کلاس دارم نمیتونم برم و به جاش ۵ شنبه ها میرم کلا از ساعت ۶ صبح تا ۸ عصر اداره و باشگاه و کلاس هستم جالبه سه شنبهاز ۴۵/۱۴ تا ۱۶ میرم استخربعد تا ۱۸ میرم کلاس یعنی فکر کن با اون موهای خیس تند و تند سشوار میکشم و ده دقیقه بعدش تو کلاس دارم درس میدم 
نگارهم بابت رتبه اول شدنش یه لوح تقدیراز طرف مدرسه گرفته و حسابی خوشحاله فقط اولین آزمون زبان به خاطر اینکه رفته بودیم استان خاله لیلامهمونیخوب نداد اما برا بعدی خداروشکر جبران کرد
معلمشون یه مسابقه رقابتی تو کلاس بین بچه ها برگزار کرده یعنی دو نفر دونفر باهم رقیب انتخاب کرده و تو یه جدول نمرات هردرس ثبت میکنه درنهایت اونی که بازنده میشهباید برا برنده کادوبخره و اگه هردو برنده بشنخانوم معلم براشون کادو میخره نگار با گلسا بود و تا دیروز که آخرین روز رقابت بود کلافه شده بودیم بس که اسم گلسا توخونه ما بود از این قبیل مکالمات :
نگار :گلسا خیلی خوب شد منم خیلی خوب شدم
خانوم به گلسا یه نمره بخشید
خانوم برامن نوشت آفرین فرشته زمینی برا گلسا نوشت آفرین دختر خوبم
نگار:مادر به نظرت آفرین فرشته زمینی خوبه یا آفرین دختر خوبم
تااینکه تو این مسابقه هردو اول شدن و خانومشسون به هردوتاشون دوتا پاک کن قورباغه ای داده بود و حالا بحث برسر این بود صورتی اش قشنگتره یا آبی چون نگار صورتی برداشته گلسا آبی در نهایتهم گلسا گفته پاک کنت با یه برگ برچسب از طرف من با من عوض یکنی و نگارهم در یک کلمه گفته نه
روزهامونو دسته بندی کردیم یکسری روزهامی خرید میریم و تعدادی از روزهاخونه تکونی اما روندش خیلی کنده هر اتاقی یه هفته وقت ما رو میگیره تا حالا اتاق خودمون و نگار تموم شده و مرحله بعدی آشپزخونه است همه اش هم به دلیل وسواسهای علی تو امر خطیر خونه تکونیه که همه چی باید شسته بشه همه چی ازتموم عروسکهای نگار حتی اوناکه داخلکمد هستن تا جا مدادی و تموم کوله ها و کیفهاش
امسال یه کار قشنگ دیگه تو خونه تکونی کردیم اونم این بود که تموم اسناد و مدارکمون کهتو یه کیف سامسونت بود هربار برامراجعه باید کل کیف خالی می کردیم تا مثلا یه شناسنامه پیدا کنیم به جاش امسال ۴ تا زونکن خریدیم وجداگونهبهنام مریم و علی و نگار و متفرقه طبقه بندی کردیم و تو پوشه های دکمه دار مدارک دوباره جداسازی کردیم روی هر پوشه محتویاتش با برچسب مشخص کردیم و گذاشتیم تو زونکن هم کمد مرتب شدهم دسترسی به مدارک آسون شد وای این قسمت از همه بیشتر به من چسبید و هربار در کمد دیواری باز میکنم کلی ذوقش میکنم یه تغییر دکوراسیون تو اتاق نگار دادیم جای تختش عوض کردیم که اونم برا تنوع خوب بود
بعداز سه روز گشتن هم تونستیم یه مانتو مناسب برانگار بخریم این سن واقعا سن فاجعه ای براخریدلباسه لباسهای دخترونه اندازهاشون نیست لباسهای بزرگترهم زنونه است دیگه لباسها هم با رقمهای نجومی درنهایت براش یه ماتو مدل عروسکی خریدیم که با وجود اینکه کلا دنبال مانتو قرمز بود اما اندازه اش نمی شد همینو پسندید خودم که مانتو شلوار مجلسی امو قبل موقع ختم ژدرشوهر خاله تهران پسندیده بودم اما نخریدم تا شاید چیز بهتری پیدا کنم و چون پیدانکردم تو این هفته که مامان اینا رفتن دادم برا بخرنش
مقاله ام هم دوباره نوشتم و قراره امروز ببرم خدمت استاد راهنما خدا کنه ایراد نگیره
اتفاق که زیاد بود اما خیلی طولانی میشه و از حوصله اتون خا رجه این اهمش بود اما یه عکس هم از تک پوش که دوستای گلم خواسته بودن همین حالاگرفتم نیم ست هم که به گردن وگوشم آویزوون بود نمیشد ازشون عکس بگیرم اما انگشترش تونستم عکس بگیرم
بابت فاصله ندادن موقع تایپ تو کلمات هم ببخشید ایرذاد از کی برده باید با تموم وجود روش بکوبم که کلا انگشتام تاول زد


|